خرید بک لینک
روزهای پر از پستی بلندی رو داریم میگذرونیم اول از همه بگم مامانم مدتها دنبال این بود که هیکلش کوچیک شه رژیم گرفت وزنش کم شد ضعیف شد ولی چربی های شکمش اب نشد زانو درداش زیاد بود با مشورت و تحقیق بالاخره رفت عمل ابدومینوپلاستی کرد یه عمل بسیار بسیار سخت سرتاسر شکمش رو بریدن حتی نافش هم بریدن کوچیک کردن کمرش کوله ها پهلو شکم همه جاشو ساکشن کردن خالی کردن تا وقتی یکم سرپا بشه من همش بالا میمونم و کاراشو میکنم غذا میپزم کمکش میکنمزن داداشم الهه هم هست کمک میکنه با اینکه بارداره ولی کمک میکرد باند های درن و بخیه شو عوض میکردچون من دست خودم نیست از زخم و بخیه و خون حالم بد میشه خصوصا برای عزیزانم باشه اصلا نمیتونم تحمل کنم... امپولای صبحشو من میزدم غروبشو الهه

برچسب: نویسنده: حسین فلاح تاريخ: دوشنبه 22 اسفند 1401 ساعت: 14:58

این چند وقت حمید همش سرکار هست و چند روز هم ماموریته و خونه نیست مامان بابام رفتن باغ باز دلشوره داشتم توی راه مامانم حواسش به خوذش باشه بخیه هاش پاره نشه دکتر گفته میتونی مسافرت بری باید راه بری و زیاد نشینی وگرنه عفونت میکنی ماهلین هم 16 اسفند5 ماهه شدبه شدت شیرین و بامزه شده صبحا ساعت 7 بیدار میشه و بلند بلند میگه آآآ صداش تو خونه میپیچه و این یعنی این زندگی در کنار تمام سختیاش هنوز بوی عشق میدهکلاس روانشناسی و تربیت کودک ثبت نام کردم مجازی برای اینکه یاد بگیرم چه جوری رفتار کنم که والد سمی نباشمبرا ماهلین یه مدتی زیاد کتاب میخوندمالان خیلی علاقه داره به کتاب کتاب میبینه ذوق میکنهو میگیره تو دستاش حرف میزنه با نقاشی های کتابا ارتباط برقرار میکنه عکس

برچسب: نویسنده: حسین فلاح تاريخ: دوشنبه 22 اسفند 1401 ساعت: 14:58

ماهلین4 ماهه شدواکسن زد خیلی اذیت نکرد بیشتر از همه علائم دندون دراوردنش ازار میده مثل اسهال و جویدن لب و فشار داد لثه و خوردن دستاش و راه افتادن اب دهنش و کمی بی قراری که دارم با سرگرم کردنش بهش کمک میکنم یه مدت اتفاقات تلخی افتاد که بازم میگم خدا بزرگه درست میشه ولی بازم غصه شو میخورم. دلم میخواس کمی از ادما گله کنم ولی فعلا دیروقته حسشو ندارم همچنان دوستتون دارم که همراهیم میکنید

برچسب: نویسنده: حسین فلاح تاريخ: دوشنبه 1 اسفند 1401 ساعت: 23:21

صفحه بندی